دوستت دارم
(( دوستت دارم))
گريه مي کنم
اشکهایم روی گونه هایم می لغزد
دستانت زمانی اشک هایم را بر روی گونه هایم پاک می کرد
زمانی همیشه دستانت دور گردنم بود
با من بودی
سرت بر روی شانه هایم بود
زمزمه هایت همیشه در گوشم هست
به یاد جملاتت می افتم
همیشه تو را در کنارم حس می کنم
اما دیگر
تمام شد
وقتيکه در زمين و آسمان
تو آغاز مي شوي
يکي بود
يکي نبود
غير تو اين جا کسي نيست
...
گوش هايم را بريده ام
اما هنوز
در گوشم صداي توست
به گردنم دست زدم
اين جا
جاي دستهاي توست
بر روی شانه هایم سنگینی تو را حس می کنم
دست نمي دهم به اين بازي
بازی عشق هم پایانی دارد
پایان عشق
جدایی
رهایی
وقتي تو نيستي
من با خودم هم حرفی ندارم
آن جا که از دست دادن
تو را شرم نمي شود از با من بودنش
من دستم را به کسی دیگر نمی دهم
چرا که من تو را
دوست دارم
برای تو هر کاری کردم
از همه چیز و همه کس گذشتم
برای اینکه
عاشقتم
عاشقانه دوستت دارم