پایان این وبلاگ
sarinashalbaf.blogfa.com
ممنون از همه دوستان منتظرتان هستم
تا شقایق هست..........
تا شقايق هست , زندگی بايد کرد . . . . .

مهرباني هست , سيب هست , ايمان هست .
آري
تا شقايق هست , زندگي بايد كرد.
در دل من چيزي است , مثل يك بيشه نور, مثل خواب دم صبح
و چنان بي تابم , كه دلم مي خواهد
بدوم تا ته دشت , بروم تا سر كوه .
دورها آوايي است , كه مرا مي خواند.
خسته از دوري راه ،خسته و چشم به راه.
منم سارینا نه کس دیگر
من معمولا حرف دلم کم روی صفحه وب میارم بیشتر عاشق یک قلم یک کاغذ یک جایی که بتونم بنویسم بعدش نگهشان دارم تاروزی که خوشحالم یک سری به نوشت هام بزنم به خودم بگم ببین چقدر تغیر پس تو تونستی خیلیا فراموش کنی پس تونستی به اون کسی که بعد از اون بگی من هستم یگی مسخره کردن بس من سارینا میگم بس زندگی اجباری خسته هستم اما میجنگم
به ان شخصی که امد من و وبلاگم شخصیتم مسخره کرد رفت به اون شخصی که یک سال همراهم بود دوستم بود یک ساعته جا زد به اشخاصی که میان میگن تو سارینا نیستی به همه میگم من هستم با همین اسم هستم از گذشته چیزی نمیدانم فراموش نکردم اما بهش چنگ نمیزنم فقط پیشم نگهش میدارم
ممنون از کسانی که بهم پیام میدن ممنون از کسایی که با من تماس میگرند ممنون از کسایی که برام کامنت میزارند
دوستت دارم
(( دوستت دارم))
گريه مي کنم
اشکهایم روی گونه هایم می لغزد
دستانت زمانی اشک هایم را بر روی گونه هایم پاک می کرد
زمانی همیشه دستانت دور گردنم بود
با من بودی
سرت بر روی شانه هایم بود
زمزمه هایت همیشه در گوشم هست
به یاد جملاتت می افتم
همیشه تو را در کنارم حس می کنم
اما دیگر
تمام شد
وقتيکه در زمين و آسمان
تو آغاز مي شوي
يکي بود
يکي نبود
غير تو اين جا کسي نيست
...
گوش هايم را بريده ام
اما هنوز
در گوشم صداي توست
به گردنم دست زدم
اين جا
جاي دستهاي توست
بر روی شانه هایم سنگینی تو را حس می کنم
دست نمي دهم به اين بازي
بازی عشق هم پایانی دارد
پایان عشق
جدایی
رهایی
وقتي تو نيستي
من با خودم هم حرفی ندارم
آن جا که از دست دادن
تو را شرم نمي شود از با من بودنش
من دستم را به کسی دیگر نمی دهم
چرا که من تو را
دوست دارم
برای تو هر کاری کردم
از همه چیز و همه کس گذشتم
برای اینکه
عاشقتم
عاشقانه دوستت دارم
کودکی کودکی کود..............

سلام بر حسین سلام بر تنهایی سلام بر...

پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله در ضمن حدیث بلندى مىفرماید:
کربلا پاک ترین بقعه روى زمین و از نظر احترام بزرگترین بقعهها است والحق که کربلا از بساط هاى بهشت است.(1)
2- سرزمین نجات:
پیامبر خدا (ص) فرمود: پسرم حسین در سرزمینى به خاک سپرده مىشود که به آن کربلا گویند، زمین ممتازى که همواره گنبد اسلام بوده است، چنان که خدا یاران مومن حضرت نوح را در همانجا از طوفان نجات داد .(2)
3- مسلخ عشق:
حضرت على علیه السلام روزى گذرش از کربلا افتاد و فرمود: اینجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهیدان است شهیدانى که نه شهداى گذشته و نه شهداى آینده به پاى آنها نمىرسند.(3)
4- عطر عشق:
امیرالمومنین علیه السلام خطاب به خاک کربلا فرمود: چه خوشبویى اى خاک! در روز قیامت قومى از تو به پا خیزند که بدون حساب و بى درنگ به بهشت روند.
داستان زیبای خلقت زن
داستان زیبای خلقت زن

از هنگامی که خداوند مشغول خلق زن بود، شش روز میگذشت.
فرشتهای ظاهر شد و عرض کرد: “چرا این همه وقت صرف این یکی میفرمایید؟” خداوند پاسخ داد: “دستور کار او را دیدهای؟ باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند. باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند. باید دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جایش بلند شد ناپدید شود. بوسهای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند.” فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگیرد. “این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است. باشد فردا تمامش بفرمایید.” خداوند فرمود : “نمی شود!!، چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی را که این همه به من نزدیک است، تمام کنم. از این پس می تواند هنگام بیماری، خودش را درمان کند، یک خانواده را با یک قرص نان سیر کند و یک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگیرد.” فرشته نزدیک شد و به زن دست زد. “اما ای خداوند، او را خیلی نرم آفریدی.” “بله نرم است، اما او را سخت هم آفریدهام. تصورش را هم نمیتوانی بکنی که تا چه حد میتواند تحمل کند و زحمت بکشد.” فرشته پرسید : “فکر هم میتواند بکند؟” خداوند پاسخ داد : “نه تنها فکر میکند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد.” آن گاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد. “ای وای، مثل اینکه این نمونه نشتی دارد! به شما گفتم که در این یکی زیادی مواد مصرف کردهاید!!” خداوند مخالفت کرد : “آن که نشتی نیست، اشک است.” فرشته پرسید : “اشک دیگر چیست؟” خداوند گفت : “اشک وسیلهای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، ناامیدی، تنهایی، سوگ و غرورش.” فرشته متاثر شد: “شما نابغهاید ای خداوند، شما فکر همه چیز را کردهاید، چون زنها واقعا حیرت انگیزند.” زنها قدرتی دارند که مردان را متحیر میکنند. همواره بچهها را به دندان میکشند. سختیها را بهتر تحمل میکنند. بار زندگی را به دوش میکشند، ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه میپراکنند. وقتی خوشحالند گریه میکنند. برای آنچه باور دارند میجنگند. در مقابل بیعدالتی میایستند. وقتی مطمئناند راه حل دیگری وجود دارد، نه را نمیپذیرند. بدون قید و شرط دوست میدارند. وقتی بچههایشان به موفقیتی دست پیدا میکنند گریه میکنند. وقتی میبینند همه از پا افتادهاند، قوی و پابرجا میمانند. آنها میرانند، میپرند، راه میروند، میدوند که نشانتان بدهند چه قدر برایشان مهم هستید. قلب زن است که جهان را به چرخش در میآورد زنها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند و میدانند که بغل کردن و بوسیدن میتواند هر دل شکستهای را التیام بخشد. کار زنها بیش از بچه به دنیا آوردن است، آنها شادی و امید به ارمغان میآورند. آنها شفقت و فکر نو میبخشند زنها چیزهای زیادی برای گفتن و برای بخشیدن دارند. خداوند گفت: “این مخلوق عظیم فقط یک عیب دارد!” فرشته پرسید: “چه عیبی؟” خداوند گفت: “قدر خودش را نمی داند . . .”
